Showing posts with label دانشمندان علمی. Show all posts
Showing posts with label دانشمندان علمی. Show all posts

Saturday, May 15, 2010

ابوعلي سينا

آشنائي با ابوعلي سينا و آرامگاهش
 
 
حجت الحق ابوعلی سینا در سوم صفر سال 370 هـ.ق در خرميثن ـ از توابع بخارا در ترکستان(ازبکستان کنونی) ـ به دنيا آمد و در روز جمعه اول رمضان 427 هـ.ق در همدان درگذشت.


05/11/2009
حجت الحق ابوعلی سینا در سوم صفر سال 370 هـ.ق در خرميثن ـ از توابع بخارا در ترکستان(ازبکستان کنونی) ـ به دنيا آمد و در روز جمعه اول رمضان 427 هـ.ق در همدان درگذشت.
آرامگاه اين دانشمند در كنار خيابان بوعلي قرار دارد كه در دوره اخير به جاي بناي قديمي ساخته شده است. اين بناي برجي توسط مهندس هوشنگ سيحون به تقليد از بناي گنبد قابوس (397هـ.ق) طراحي شده است. اختلاف عمده برج آرامگاه بوعلي سينا با گنبد قابوس، در مقياس كوچك آرامگاه بوعلي، تعداد پره هاي برج و نيز در فقدان جدار برجي آن است.
بناي گنبد بتوني مخروطي شكل اين برج، بر روي دوازده پايه بلند از بتون مسلح قرار گرفته است. ارتفاع هر پايه برج از كف زيرين آرامگاه تا زير گنبد جمعاً 22/95 متر، پهناي هر پايه كه قسمت كوچكي از شعاع برج به شمار ميرود
در پايين، 1/17 متر و در بالا 92سانتيمتر، ضخامت هر پايه كه طبعاً قسمت كوچكي از محيط برج را تشكيل ميدهد 35 سانتيمتر، شعاع گنبد مخروطي شكل آرامگاه، 2/05 متر، ارتفاع مخروط،3/80 متر، ارتفاع تمام هيأت گنبدي شكل نوك آرامگاه 5/95 متر، ارتفاع اصلي آرامگاه 6/10 متر، و بلندي مجموع بنا تا نوك برج، كمي بيش از 28 متر است.
مدخل اصلي بنا از سمت مشرق بوده، ايواني به عرض 3/15 و طول قريب 30 متر داراي يك رديف ستون ساده شامل ده ستون مدور كه قطر هر كدام در پايين 95 سانتيمتر و در بالا 75 سانتي متر به ارتفاع 4/10 متر است و از چهار پارچه سنگ گرانيت تشكيل شده، در جلوي بنا تعبيه شده است. وسط اين ايوان، در محكم و باشكوهي است كه از آن به دهليز مجلل آرامگاه داخل ميشوند. بر بالاي اين در به خط ثلث برجسته بر لوحه مرمري يكپارچه اين آيه مرقوم است: "و من يؤت الحكمة فقد اوتي خيراً كثيرا (بقره، 272)" چون به دهليز ـ به طول 8/70 و عرض 6/30 مترـ وارد شوند، سمت رو به رو، مدخل آرامگاه ابدي شيخ قرار دارد كه در ورودي آن به طرحي شيوا از مشبك آهني ساخته شده است و عرض و ارتفاع آن، 1/19و 1/4 متر است. در طرفين دهليز و نزديك ديوار، دو سنگ قبر بر روي سكوهاي كوتاه مناسبي بر زمين قرار دادهاند كه يكي بر روي قبر قديم بوعلي سينا بوده و ديگري سنگ قبر قديم "ابو سعيد دخدوك" ـ دوست ابوعلي سينا ـ بوده است.
سنگ قبر قديم بوعلي سينا به صورت دو طبقه پلهاي حجاري شده و بالاي آن تقريباً منشور شكل است. اين گونه سنگ قبر در دوره مغول و بعد از آن زياد معمول بوده است. بر روي بدنه و حاشيههاي چهار طرف اين سنگ قبر، به خط نسخ غير مرغوب، تمام آيه 25 و ابتداي آيه 26 سوره آل عمران و دو بيت شعر زير نوشته شده است: "حجت الحق ابوعلي سينا در شجع آمد از عدم به وجود در شصا كرد كسب جمله علوم در تكز كرد اين جهان بدرود" كلمات شجع، شصا و تكز، به ترتيب به حساب ابجد، 373، 391، 427 ميشود كه بنابر ابيات فوق، اشاره به سال تولد، سن 18 سالگي شيخ كه تمام علوم را فراگرفته بود و سرانجام سال وفات حكيم دارد. چون از دهليز بگذرند و وارد محل اصلي آرامگاه گردند، قسمت سفلي، دوازده پايه برج آرامگاه در ميان فضاي چهارگوش اين قسمت جلب نظر ميكند كه در ميان آنها، قبر ابو علي سينا و دوستش "ابوسعيد دخدوك" تعبيه شده است و تخته سنگ مرمر يكپارچهاي به طول و عرض 1 متر روي آنها را ميپوشاند. در بالاي ديوارهاي داخلي محوطه مربع آرامگاه، بيست بيت از قصيده معروف عينيه ابن سينا نوشته شده است. محوطه داخل آرامگاه در خروجي مستقلي به طرف مغرب دارد. قطر ديوار بناي آرامگاه به طرف مغرب 4/40 متر، ارتفاع آن14/70 و طول آن 65/10 متر است. تمام ساختمان آرامگاه بوعلي سينا بر روي صخره طبيعي كوهستان تحتاني زمين اين قسمت، يعني از عمق 9 متري با سنگهاي لاشه و ماسه و آهنگ و سيمان ساخته شده و بناي مذكور، بر روي چنين شالوده محكمي قرار گرفته است

Tuesday, May 11, 2010

دكتر مسعود ناصري

دكتر مسعود ناصري: (متولد1336 هـ .ش)
«مسعود ناصري در سال 1336 در نقده در يك خانواده فرهنگي بدنيا آمد تحصيلات ابتدايي و متوسطه خود را به ترتيب در پيرانشهر، اشنويه، اروميه و تهران طي نمود و ديپلم متوسطه خود را در رشته رياضي از دبيرستان خوارزمي تهران گرفت سپس در رشته مهندسي مكانيك از دانشگاه شريف به اخذ مدرك ليسانس نايل آمد.
جهت ادامه تحصيل به كشور انگلستان رفت و از كالج كوئين‌مري دانشگاه لندن فوق ليسانس علوم و مهندسي راكتورهاي اتمي را اخذ نمود و نيز ديپلم‌هاي تحقيقاتي مهندسي هواپيما از كالج سلطنتي علوم، فنون و پزشكي دانشگاه لندن اخذ كرد و دكتراي آئروناثيك را از همين كالج گرفت. همچنين فوق دكتراي روشهاي عددي در معادلات ترانسپورت را از مركز تحقيقاتي NPTEC CCEGB- بريتانيا و ديپلماي پزشكي هميوپاتي1 را از
كالج هميوپاتي انگلستان دريافت نمود و مدت سه سال در پروژه‌هاي ناساي ايالت متحده روي طرحهاي آيروديناميك كار نمود و عضو چندين انستيتوي علمي نيز مي‌باشد. از سال 1373 استاديار قراردادي دانشكده فني دانشگاه اروميه بوده است و براي نخستين بار در ايران دوره‌هاي كوتاه مدت هميوپاتي را در دانشگاه اروميه و دانشگاه آزاد اسلامي تهران برگزار نمود.
دكتر ناصري از سال 1379 به انگلستان مهاجرت و مقيم لندن شده‌اند. از تأليفات و نظريات اين انديشمند فرهيخته:
ـ كتاب كوانتوم، عرفان و درمان ( تهران ـ نشر اشرافيه 1375) ـ بنيانگذار شعور ماده در دنيا.»
علاوه بر موارد ياد شده، بايد اشاره كرد كه: دكتر ناصري كتاب‌هاي صفر(لوح پيدايش جهان 10بعدي) و روابط حاكم بر فراكتال‌هاي ماترس فضا- زمان در انگلستان را تأليف كرده و تاكنون مقالات متعدد پژوهشي و علمي در نشريات داخلي و خارجي به چاپ رسانده و فعاليت‌ها و عناوين زير را نيز دارا مي‌باشد:
1- راه اندازي و اداره سيميلاتورهاي دانشكده زرهي شيراز در سال‌هاي 1359 و1361 بعد از خروج مهندسين خارجي به دنبال وقوع انقلاب اسلامي.
2-عضو هئيت علمي دانشگاه مكانيك اروميه در سال‌هاي 1373- 1363.
3- محقق كالج كوئين مري دانشگاه لندن (1999- 2000) تحقيق بر روي محاسبات كامپيوتري زير دريايي ...
4- تحقيق در مركز هسته‌اي اصفهان در سال‌هاي 1362- 1363.
5- بنيانگذار پزشكي هوميوپاتي در ايران. و ارايه كننده مدل موناديك فضا- زمان.6- دانشمند تحقيقاتي در مركز تحقيقاتي NPTEC.(1998- 1992)
7- دانشمند تحقيقاتي در شركت تحقيقاتي پرفسور اسپالدينگ (1992- 1989).
8- عضو دانشكده هوا - فضا كالج سلطنتي علوم و فنون دانشگاه لندن.

Sunday, May 9, 2010

موسی مانارف

موسی مانارف - فضانورد مسلمان
موسی مانارف ، فرزند خیرامان در 22 مارس 1951 در باکو چشم به جهان گشود. او یکی از اعضای قوم 110 هزار نفره مسلمان « لاکتی » است که در جمهوری داغستان بسر می برند. مانارف پس از فارغ التحصیلی از « موسسه هوانوردی مسکو » در « مجتمع علمی-صنعتی انرگیا » که سازنده ایستگاه های فضایی است، شروع به فعالیت کرد. مانارف در سال 1978 به جرگه فضانوردان پیوست و در سال 1987-1988 به عنوان مهندس پرواز در « ایستگاه مداری میر » سفر بی نظیر 366 روزه اش را به انجام رساند. وی مجدداً از آذر ماه سال 1369 ، باز هم به عنوان مهندس پرواز در این ایستگاه پروازی را آغاز کرد که 175 شبانه روز طول کشید. به این ترتیب او جمعا 541 شبانه روز از زندگی خود را در فضا گذرانده که طی آنها 34 ساعت 23 دقیقه راهپیمایی فضایی داشته است.


Musa Khiramanovich Manarov (Russian: Муса Хираманович Манаров, Azerbaijani: Musa Manarov) was born in Baku, Azerbaijan SSR on March 22, 1951.
He was a colonel at the Soviet Air Force and graduated from Moscow Aviation Institute with an engineering diploma in 1974. Musa was selected as a cosmonaut on December 1, 1978. He is currently married with two children.
From December 21, 1987 - December 21, 1988 he flew as flight engineer on Soyuz TM-4. The duration was 365 days 22 hours 38 minutes. From December 2, 1990 - May 26, 1991 he flew again as a flight engineer on Soyuz TM-11. The duration was 175 days 1 hour 50 minute. During his 176-day stay, Manarov observed the Earth and worked in space manufacturing. He also performed 20 hours of spacewalks.
Manarov logged a total of 541 days in space.

Refrences:

Saturday, May 8, 2010

پروفسور علیرضا اصغرزاده

Alireza Asgharzadeh
پروفسور علیرضا اصغرزاده

حیاتی:.
علیرضا اصغرزاده آذربایجان دوغومولودور. او تورونتو دانشگاهی‌نین جامعه‌شناسی بؤلوموندن پروفسورلوق درجه‌سینی آلیب. ایندی‌لیکده کانادانین یورک دانشگاهیندا تدریس ائدیر. آراشدیرما آلانی اورتا شرق، ایران ائیتیم و سوسیولوژیسی‌دیر. پرفسوردکتر اصغرزاده‌نین ایشلری بیر چوخ تانینمیش علمی درگی‌لرده یاییلیب. اونلاردان آشاغیداکیلاری آد آپارماق اولار:
.
Canadian and International Education -
Language and Education -
Journal of Educational Thought -
Journal of Post-Colonial Education -
Journal of African Studies -
Anthropology and Education Quarterly -


اونون سون کیتابی "آفریقادا اؤیرنیم و فرقلی لیکلر" آدلانیر.
علیرضا اصغرزاده‌نین یازدیغی "ایران و الوانلیق‌لار(گوناگونی) چاتیشماسی" اثری ایران‌داکی اسلامی بنیادگرایی‌دن، آریا نژادپرستی‌سیندن و دئموکراتیک چابالار کیمی قونولاردان دانیشیر.
.اثرلری:
Iran and the Challenge of Diversity
Schooling and Difference in Africa
.
بایقوشداکی اثرلری:
/
مقاله لری:
The Return of the Subaltern: International Education and Politics of Voice
.
دانیشیق و چیخیشلاری:
گون آز تیوی-ده دانیشیق، 17 ژانویه 2009

Thursday, May 6, 2010

پرفسورلطفی علی‌عسکرزاده

دانشمندشهیرآذربایجان

پرفسورلطفی علی‌عسکرزاده

 مبتکروبنیانگذارمنطق فازی

از ویکی‌پدیا

 
 لطفی علی‌عسکرزاده (لطفی زاده، لطفی ‌عسکرزاده، لطفی ع. زاده) استاد دانشگاه برکلی در کالیفرنیا و بنیان‌گذار نظریهٔ منطق فازی (Fuzzy Logic) است. در بخش یادکرد منابع اکثر متون فنی مربوط به منطق فازی نام او به صورت «Zadeh» ذکر می‌شود.

فهرست مندرجات

تولد و تحصیل

وی در سال ۱۹۲۱ میلادی در شهر باكو در جمهوری آذربایجان متولد شد. پدرش روزنامه نگاری ایرانی و اهل اردبیل و مادرش اهل روسیه بود. وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران (دبیرستان البرز) و تحصیلات عالی را در دانشگاه تهران انجام داد. در برخی مقالات از او به عنوان یک دانشمند آمریکایی یاد شده است.[نیازمند منبع]

لطفی زاده در امتحانات کنکور سراسری، مقام دوم را کسب نمود. در سال ۱۹۴۲ رشته الکترونيک دانشگاه تهران را با موفقيت به پايان رساند و در طی جنگ دوم جهانی برای ادامه تحصيلات به دانشگاه فنی ماساچوست (ام.آی.تی) در آمريکا رفت و در سال ۱۹۴۶ بود که درجه کارشناسی ارشد را در مهندسی برق دریافت کرد. در ام.آی.تی و دانشگاه کلمبیا به تحصیل ادامه داد.

پژوهش تخصصی

وی در دانشگاه کلمبیا با تدريس در زمينه «تئوری سيستم‌ها» کارش را آغاز کرد. سپس به تدریس در چند دانشگاه معتبر امریکا پرداخت. در سال ۱۹۵۹ به برکلی رفت تا به تدريس الکتروتکنيک بپردازد. از سال ۱۹۶۳ ابتدا در رشته الکتروتکنيک و پس از آن در رشته علوم کامپيوتر کرسی استادی گرفت.

بازنشستگی

پروفسور لطفی زاده به طور رسمی از سال ۱۹۹۱ بازنشسته شده است، وی مقيم سانفرانسيسکو است و در آنجا به پروفسور «زاده» مشهور است. پروفسور لطفی‌ زاده به هنگام فراغت به سرگرمی محبوبش عکاسی می‌پردازد. او عاشق عکاسی است و تاکنون شخصيت‌های معروفی همچون رؤسای جمهور آمريکا، ترومن و نیکسون، رو به دوربین وی لبخند زده‌اند. سرگرمی ديگر پروفسور لطفی زاده HI FI است. او در اتاق نشیمن خود بيست و هشت بلندگوی حساس تعبيه نموده تا به موسيقی کلاسيک با کيفيت بالا گوش کند.


سوابق و افتخارات

پروفسور لطفی زاده دارای بيست و پنج دکترای افتخاری از دانشگاه‌های معتبر دنياست، بيش از دويست مقاله علمی را به تنهايی در کارنامه علمی خود دارد و در هيأت تحريريه پنجاه مجله علمی دنيا مقام «مشاور» را داراست. وی یکی از پژوهشگرانی است که دارای بیشترین یادکرد (Highly-Cited) در مقالات علمی دنیا می‌باشد. با توجه به نقش منطق فازی در پیشرفت‌های نظری و عملی علم، نام پروفسور زاده در کنار فیلسوفان تاریخ علم ازجمله ارسطو (بنیانگذار منطق صفر و یک) و افلاطون ثبت شده است.

منابع

منطقی که تکنيک را هوشمند کرد- بی بی سی فارسی

همام الد ّين شامى

همام الد ّين شامى،  ریاضییدان آ ذربایجانی قرن هشتم
محمّد بن محمّد بن ابى‏طالب تبريزى، ملقّب به همام الدّين، و مشهور به همام طبيب، از دانشوران برجسته، امّا گمنام سده هشتم و نيمه نخست سده نهم هجرى است1 و در علم رياضيات، نجوم و طبّ، مهارت وافى و كافى داشت. متأسّفانه، آگاهى بسيار ناچيز از وى در دست است 2.
همام طبيب، رساله تبصرة أولى الألباب فى علم الحساب را در سال 813 ق تأليف كرده و در پايان آن به هشتاد و سه سالگى خود اشاره نموده و با اين حساب، سال تولّد وى، 730 ق درمحله شام قازان (شنب غازان)تبریز بوده   است3 
از كيفيّت تحصيل و نشو و نماى او اطّلاعى دردست نيست. ظاهراً در تبريز پا به عرصه وجود نهاده و در همانجا پرورش و تعليم يافته است. در سال 812 ق در شنب غازان (از محلاّت مشهور تبريز)4 بوده و در آنجا نسخه‏اى از رساله مجدولى در ذكر عترت نبى5 تصنيف برادرش علىّ بن محمّد بن ابى‏طالب نظام تبريزى، مشهور به نظام الدّين شامى (740 ـ زنده در 808 ق) را كتابت كرده است.6 در سال 813 ق كه هشتاد و سه سال داشته، رساله تبصرة أولى الألباب فى علم الحساب را نگاشته است. به نوشته مرحوم محمّدعلى تربيت، وى شرحى مختصر بر الملخّص فى الهيئة البسيطة محمود بن محمّد چغمينى (درگذشته 745 ق) به قلم درآورده و در هفتم جمادى الآخر سال 824 ق از تأليف آن فراغت يافته و در آن وقت، نود و يك سال عمر داشته است.7 حاجى خليفه سال درگذشت او را 713 ق نوشته است، كه درست نيست. چنانكه ذكر گرديد، وى عمر طولانى داشته و تا نيمه نخستين سده نهم هجرى زيسته و بى‏گمان در همان سن نود و اندى، روى در نقاب خاك كشيده است.
همام طبيب، چند رساله در دانش رياضيات و نجوم تأليف كرده بوده، كه تاكنون دستنويس دو رساله به نامهاى تبصرة أولى الألباب فى علم الحساب و رساله در معرفت مواقيت ليل و نهار از گزند و آفت روزگار برون جسته و باقى مانده است. ديوان شعر تازى با عنوان نزهة الخاطر نيز به او نسبت داده شده8 و در صحّت انتساب آن به وى ترديد است. از اين ديوان نيز دستنوشته‏اى دردست نيست تا با تفحّص و مطالعه آن، صحّت و سقم انتساب آن به همام طبيب، روشن شود.
همام طبيب، افزون بر تأليف، در تحرير و استنساخ نيز دست داشت و دو اثر از برادرش نظام الدّين شامى را كتابت كرده كه نسخه‏هاى آنها موجود است. كتاب بلوهر و بيوذسف9 كه در ذى قعده سال 810 ق كتابت شده و نسخه آن به شماره 4187 در كتابخانه ملّى ملك محفوظ است،10 و رساله مجدولى در ذكر عترت نبى كه در سال 812 ق در شنب غازان تبريز، تحرير كرده و نسخه آن به شماره 1/286 در كتابخانه شماره 2 مجلس (سناى سابق) نگهدارى مى‏شود.11
اشتهار وى به همام طبيب، ظاهراً از بابت اشتغال او به طبابت بوده است، امّا از اثرى از او در دانش طب نام بُرده نشده و اگر در اين زمينه نيز تأليفى داشته، تاكنون نسخه‏اى از آن به دست ما نرسيده است.
آثار همام طبيب
1. تبصرة أولى الألباب فى علم الحساب: همام طبيب، اين رساله را در سال 813 ق براى بهره و استفاده نظام‏الدولة و الدّين، نجم الاسلام و المسلمين، محمود كاشى12 از دانش حساب، در مقدّمه‏اى و سه مقاله و خاتمه‏اى تأليف و تدوين كرده است. محمود كاشى بعد از فراغت از قرائت الملخّص فى الهيئة چغمينى (درگذشته 745 ق)، مى‏خواست استخراج تقويم كواكب و حل زيج ايلخانى خواجه نصيرالدين طوسى (597 ـ 672 ق) را انجام دهد، و همام طبيب براى بهره تمام وى از علم حساب، اين رساله را با استفاده از كتب استادان اين فنّ و آموخته‏هاى خود تأليف كرده است. يگانه نسخه شناخته شده اين رساله به شماره 1/ 3076 در كتابخانه ملّى ملك محفوظ است و به خط نستعليق در دهم ذى‏العقده سال 840 ق در صد و هشتاد و هشت صفحه كتابت شده است.13 ديباچه همام طبيب را جهت مزيد استفاده در اينجا نقل مى‏كنيم:
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
الحمد للّه المنزَّه عن إدراك عقول الأنام، المقدّس عن أن يحيط بعظمة الفكر و الأوهام... أمّا بعد، چون فرزند، مولانا اعظم اعدل اعلم، سلالة أعاظم العلماء الرّاسخين، جامع المعقول و المنقول، حاوى الفروع و الأصول، ذو ذهن الوقّاد و الطبع النقّاد و الفكر السّليم و الفهم المستقيم، أقضى القضاة و أعدل الولاة، المختصّ بالكمالات الملكيّة و الملكات الكمالية، نظام الدّولة و الدّين، نجم الأسلام و المسلمين، محمود الكاشى ـ أطال اللّه بقاءَه و زاد فى مدارج الفضل إرتقاءه ـ بعد از آن كه از قرائت شرح ملخّص هيئات [كذا [كه منسوب است به امام محقّق و فاضل مدقّق، شرف الملّة و الدّين، محمود الچغمينى ـ تغمده‏اللّه بغفرانه ـ فارغ شد، هوس استخراج تقويم كواكب و حلّ زيج ايلخانى سلطان المحقّقين، نصيرالحقّ والدّين الطوسى ـ قدّس اللّه سرّه العزيز ـ كرد، خواستم كه او را از علم حساب بهره تمام باشد، اين رساله از كتب قوم و آنچه استفاده كرده بودم از استادان ـ تغمّدهم اللّه بغفرانه ـ جهت خدمتش جمع كردم مشتمل بر قوانين كلّى هوايى و عمل به تخت و تراب. اميد كه از دانستن و استحضار او تلامذه را فايده رساند. شايد كه اين ضعيف را به فاتحه‏اى و دعايى ياد دارند، إن شاءاللّه تعالى. و ابكار اين معانى را به الفاظ پارسى طراز دادم تا فوايد آن، خاص و عام را شامل باشد و نام نهادم او را تبصرة أولى الألباب فى علم الحساب و مشتمل گردانيدم او را بر مقدّمه‏اى و سه مقاله و خاتمه‏اى.
مقاله اولى: در اعمال حسابى و او مشتمل است بر دو باب، باب اوّل: در اعمال صحاح على طريقتى المحاسبين و المنجّمين. باب دوم: در كسور.
مقاله دوم: در مساحت و در او مقدّمه‏اى است و چهار باب؛ 1. در مساحت مثلثات. 2. در مساحت مربّعات. 3. در مساحت مدوّرات. 4. در مساحت مجسّمات.
مقاله سوم در طرق استخراج مجهولات و توابع آن و او سه باب است، 1. استخراج اربعه اعداد متناسبه. 2. جبر و مقابله. 3. خطائين و غيره.
خاتمه: در نوادر كه متعلّق است به اين فنون و مسئله‏اى چند از اين نوع.14
انجامه نسخه نيز چنين است:
«و اين رساله بر نام محمّد ـ صلّى اللّه عليه و سلّم ـ ختم شد. و الحمد للّه ربّ العالمين [ال]و صلوة [كذا] [و] السّلم على نبيه محمّد و آله الطّيبين الطّاهرين. و قد فرغ من استنساخه فى عشر آخر ذى القعدة حجّة أربعين و ثمانمائة.
قال المؤلّف: نمقه العبد الضعيف الآوى إلى ظلّ ربّه الرقيب، محمّد بن محمّد المشتهر بهمام طبيب ـ أحسن اللّه مآله بمحمّدٍ و آله الطّيبين، مع ضعف البنية و وهن القوّة و قد بلغ من الكبر عتياً و جاوز ثلث و ثمانين سنينا و اشتعل الرّأس مشيبا و قارنت شمس العمر مغيبا. أللّهم افض عليه سجال نعمك و اخصصه بلطائف كرمك، إنّك أنت الكريم المنّان. ربّ اختم بالخير و الحسنى سنة 813»15.
2. رساله در معرفت مواقيت ليل و نهار: همام طبيب، اين رساله را در مقدّمه‏اى و ده باب، تأليف كرده است. متأسّفانه در يگانه دستنويس شناخته شده اين رساله، كه به شماره 5/447 (دانشكده الهيّات) در كتابخانه مركزى دانشگاه تهران محفوظ است و به خطّ نستعليق كاتبى به نام على‏اكبر در سال 1119 ق استنساخ شده،16 تنها هفت باب و بخشى از باب هشتم موجود است و ادامه ابواب افتاده. همام طبيب، اين رساله را به درخواست يكى از استادان و مخدومان خود به زبان پارسى، تأليف كرده است. ديباچه وى بر رساله چنين است:
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
سپاس و ستايش بى‏حدّ و حمد و مدح بى عدّ، حضرت صانعى را كه مُشعبد قدر [تش] هفت كعبتين زراندود در اين طاس كبود، غلتان كرد و چندين هزار مهره بلور در اين رقعه كُحلى، گردان گردانيد تا به واسطه تأثير اين حركات مهندس حكمتش مهره اعمار و آجال كاينات عالم، گاه در كشاكش حدوث و وجودْ متحرّك گردد، و گاه در ششدر اجل و عدم ساكن[...] امّا بعد، بدان كه اين رساله‏اى است در معرفت مواقيت ليل و نهار و معرفت غروب شمس، وقتى كه مانعى باشد از ادراك غروب، و معرفت صبح اوّل و ثانى، و معرفت[...] و منازل قمر و كواكب آن، و معرفت جهت قبله و غيره، تا به استعانت آن، علم معرفت اوقات صلوات مفروضات و معرفت صبوح و سحور و فطر بدانند، كه به التماس يكى از مخاديم ـ أعلى اللّه درجته ـ بنده ضعيف، الآوى إلى ظلّ ربه الرّقيب، محمّدبن محمّد المشتهر بهمام طبيب ـ أحسن اللّه مآله بمحمّدٍ و آله ـ در قلم آورده و ابكار آن را به الفاظ پارسى طرز داد تا عوايد فوايد آن، خاصّ و عامّ را شامل باشد. توقّع كه اگر بر خللى اطّلاع افتد، بعد از تشريف اصلاح، عفو را كه از عادات سادات است، ارزانى فرمايند. و ترتيب دادم او را بر مقدّمه و ده باب... باب اوّل: در معرفت وقت مغرب؛ باب دوم: در معرفت نماز خفتن. باب سيوم: در معرفت صبح كاذب و صادق و فرق ميان ايشان. باب چهارم: در دانش ظلّ. باب پنجم: در دانستن ساعت روز از ظلّ. باب ششم: در دانستن ساعات. باب هفتم: در شناخت منازل. باب هشتم: در معرفت دايره... هنديه.17
انجام ناقص نسخه چنين است: پنجم آن كه عرض و طول بلد زيادت بر عرض و طول مكّه باشد، سمت قبله يعنى در... ».18
3. الارشاد فى معرفة الأعداد: رساله‏اى است به زبان فارسى در علم وَفق، و در چهار باب به نام شيخ ابراهيم بن سلطان محمّد بن كيقباد، تأليف و ترتيب يافته است.19
4. شرح الملخّص الهيئة البسيطة: الملخّص فى الهيئة البسيطة رساله‏اى است مختصر و به زبان تازى از محمود بن محمّد بن عمر، مشهور به چغمينى (درگذشته 745 ق) از منجّمان، اطباء و رياضيدانان پرآوازه سده هشتم هجرى. اين رساله موجز، اما مهمّ و معروف، شامل مقدّمه‏اى است درباره اقسام اجسام، و دو مقاله (مقاله نخست در اجرام علوى، و مقاله دوم در بسائط سفلى)، و داراى ترجمه‏ها و شروح متعدّد (دراين باره ر.ك: كشف الظنون، ج2، ص 659).
همام طبيب نيز در سال 813 ق شرحى ممزوج بر آن نوشته است،20 كه تاكنون دستنوشته‏اى از آن به دست نيامده و بنابر نوشته حاجى خليفه، آغاز آن چنين بوده است: «الحمد للّه الذّى خلق السّموات و الارض...».21
آنچه نوشته آمد، اطّلاعات موجود از همام طبيب است. اميدواريم درآينده نيز آگاهى تازه‏اى از شرح حال و آثار او به دست آوريم.
پى‏نوشت‏ها
1. منابعى كه درباره همام طبيب، مطالبى در آنها آمده است، عبارتند از: حاجى خليفه، كشف الظّنون عن أسامى الكتب و الفنون، بيروت، دارالفكر، 1419 ه . 1999 م، ج1، ص 115، ج2، ص 659؛ اسماعيل پاشا بغدادى، هدية‏العارفين، استانبول، ج 2، 1955 م، ص 179؛ تربيت، محمدعلى، دانشمندان آذربايجان، به كوشش غلامرضا طباطبايى مجد، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، 1378، ص 570؛ عمر رضا كحّاله، معجم المؤلفين تراجم مصنّفى الكتب العربية، بيروت، داراحياء التراث العربى، بى تا، ج 11، صص 226 ـ 227. ر؛ زهير حميدان، أعلام الحضارة الاسلامية فى العلوم الاساسية و التطبيقية (العهود الزنكية و الايوبيّة و المملوكيّة)، دمشق، وزارة الثقافة، 1996 م، ج4، ص 361؛ نفيسى، سعيد، تاريخ نظم و نثر در ايران و در زبان فارسى تا پايان قرن دهم هجرى، تهران، انتشارات فروغى، 1363، ج 2، ص 782.
2. هنگامى كه شرح حال نظام الدّين شامى را در مقدّمه رياض الملوك فى رياضات السلوك مى‏نوشتم، با برادرش همام الدّين طبيب آشنا شدم، و اين يادداشت كوتاه، حاصل همان آشنايى است.
3. مرحوم سعيد نفيسى، سال تولّد همام طبيب را 733 ق ذكر كرده است (ر.ك: تاريخ نظم و نثر در ايران، ج2، ص 782).
4. شنب غازان، يا شام غازان، محلّه‏اى مشهور در سمت شمال غربى تبريز بوده است. به نوشته حمداللّه مستوفى: «سلطان محمود غازان [694 ـ 703 ق] در زير شهر تبريز را به موضعى كه شام مى‏خوانند، خارج باروى غازانى، شهرچه‏اى برآورده و جهت خوابگاه خود، در آنجا عمارات عاليّه بنا كرده، چنانكه مثل آن در تمامت ايران نيست». (ر.ك: نزهة‏القلوب، به سعى و اهتمام و تصحيح گاى ليسترانج، ليدن، 1913 م، ص 76). نيز درباره اين بنا، ر.ك: نخجوانى، حسين، چهل مقاله، به كوشش يوسف خادم هاشمى نسب، تبريز، چاپخانه خورشيد، 1343، ص 35 ـ 50 .
5 . اين رساله به اهتمام زنده ياد، محمّد تقى دانش پژوه در مجلّه دانشكده ادبيات دانشگاه تهران، سال 9، ش 4، تير 1341، ص 9 ـ 110 چاپ شده است.
6 . اين نسخه به شماره 1/286 در كتابخانه شماره 2 مجلس (سناى سابق). محفوظ است (ر.ك: دانش پژوه، محمّد تقى، على انوارى، بهاءالدّين، فهرست كتابهاى خطّى كتابخانه مجلس سنا، تهران، بى‏تا، ج 1، ص 145). در انجامه آن آمده است:
تمّت الرّسالة بعون اللّه و حسن توفيقه على يدى مؤلّفها العبد على بن محمّد المشتهر بنظام الواعظ ـ تغمده اللّه بغفرانه ـ و ذلك فى بلدة حلب سنة ثلاث و ثمانمائة. وللّه الحمد و الحسنى. و فرغ من تنميقه العبد محمّد بن محمّد بن ابوطالب(كذا) المشتهر بهمام الطبيب اخو المؤلف. أحسن اللّه مآله بمحمدٍ و آله، اواخر محرّم الحرام مفتح عام اثنى عشر و ثمانمائة بأَبواب البرّ شنب الغازانى. أنار اللّه برهان البانى، حامداً مصلياً، رب اختم بالحسنى.
7. دانشمندان آذربايجان، ص 570. متأسفانه، مرجع و مستند اين نوشته مرحوم ترتيب مشخّص نيست. حاجى خليفه در كشف‏الظنون، ج2، ص 659 نوشته است كه همام طبيب در سال 813 ق از شرح ملخّص فى الهيئة فراغت يافت.
8. معجم المؤلفين، ج 11، ص 227. در كشف‏الظنون، ج 4، ص 427 و الذريعه، ج 24، ص 115 ـ 116 چند كتاب با عنوان نزهة‏الخاطر ذكر شده، امّا از همام طبيب نيست.
9. اين كتاب با پيشگفتار، نمايه‏ها و ويرايش استاد محمّد روشن به سال 1381 ش در تهران (مركز نشر ميراث مكتوب با همكارى مركز بين‏المللى گفتگوى تمدّنها) چاپ شده است.
10. افشار، ايرج، دانش پژوه، محمّد تقى، فهرست كتابهاى خطّى كتابخانه ملّى ملك، با همكارى محمّد باقر حجّتى و احمد منزوى، تهران، دانشگاه تهران، 1354، ج 2، ص 59 .
11. فهرست كتابهاى خطّى كتابخانه مجلس سنا، ج1، ص 145.
12. در منابعى كه اينجانب تفحّص كردم، شرح حال محمود كاشانى يافت نشد و بايد درباره وى جستجوى بيشترى كرد.
13. فهرست نسخه‏هاى خطّى كتابخانه ملّى ملك، ج 6 ، ص 200.
14. تبصرة أولى الألباب فى علم الحساب، نسخه خطّى شماره 1/3076 كتابخانه ملّى ملك، ص 1 ـ 3.
15. همان، ص 188.
16. حجّتى، سيّد محمّد باقر، فهرست نسخه‏هاى خطّى كتابخانه دانشكده الهيّات و معارف اسلامى، با تحقيق و نظارت محمّد تقى دانش‏پژوه، تهران، دانشگاه تهران، 1345، ج 1، ص 301.
17. رساله در معرفت مواقيت ليل و نهار، نسخه خطّى شماره 5/447 (دانشكده الهيّات) كتابخانه مركزى دانشگاه تهران، ص 86 .
18. همان، ص 115.
19. كشف الظنون، ج 1، ص 115.
20. مرحوم محمدعلى تربيت، تاريخ تأليف اين رساله را 824 ق ذكر كرده است (ر.ك: دانشمندان آذربايجان، ص 570).
21. كشف الظنون، ج2، ص 659. نيز: هدية العارفين، ج 2، ص 179.
 یازان:بهروزایمانی

حبیش تفلیسی پزشک-منجم -ریاضیدان-لغت شناس وادب آذری

او در یک خانواده آذری ساکن تفلیس زاده و بالیده شد. به نظر ما زمان آمدن او از تفلیس به قونیه به سال‎های 550 یا 551/ 1155- 1156 م. مربوط می‎شود در همین سال قیزیل ارسلان دوم پسر مسعود سلجوقی (588-551) به حکومت رسید.
در مقدمه‎ی هیچ کدام از آثاری که حبیش تا سال 550 نگاشته، به این موضوع اشاره نشده که آنها را به سفارش چه کسی پدید آورده است. به گمان ما نخستین اثری که حبیش از 550 در قونیه نوشت، کتاب «کفایت الطب» است که آن را برای شاه زاده قطب الدین ملکشاه دوم پسر بزرگ قزل ارسلان دوم نوشته است. در مقدمه‎ی آثار دیگر حبیش که پس از سال‎های 550 یا 551 نوشته شده، به نام قزل ارسلان دوم به کرّات برمی‎خوریم. قزل ارسلان دوم حاکمی قدرتمند از نظر سیاسی، دور اندیش و دانش دوست بود. در زمان او شهرها تجدید بنا شدند. مدارس بر پا گشتند. ادیبان و عالمان را از آذربایجان فراخوانده و مهندسان و بازرگانان زیادی آورد. اشخاصی که قزل ارسلان دوم از سرزمین خود فراخوانده بود، در محل‎های خود انسان‎هایی مشهور و نام‎آور بودند. به گمان قوی که حبیش تفلیسی نیز به همین منظور خواسته شده است و آمدن او به دربار قزل ارسلان دوم با سال‎های نخست حاکمیت این پادشاه هم زمان است.
قسمت مهم زندگی و فعالیت علمی او در شهر قونیه سپری شد و بخش مهمی از آثارش در اینجا نوشته شد. چون در دربار سلاطین سلجوقی به زبان فارسی سخن گفته می‎شد، طبیعی بود که آثار علمی نیز به این زبان آفریده شوند. از این رو نیز حبیش تفلیسی بیش از ده فقره از آثارش را به فارسی نگاشته است .  
حبیش تفلیسی آثار خود را به زبان‎های عربی و فارسی نگاشته و همچنان که در این زبان‎ها تبحر داشته، زبان یونانی را نیز کاملاً می‎دانست. او از منابع یونانی مستقیماً استفاده می‎کرد. سال زایش و مرگ حبیش مشخص نیست ولی سال 629 (1231) را برای مرگ او در نظر گرفته‎اند. این تخمین از حاجی خلیفه است ولی هم او و هم پژوهشگران بعدی که به وی استناد کرده‎اند، راه به خطا سپرده‎اند. او در مقدمه‎ی هر اثر نام اثر قبلی و هم چنین نام شخص سفارش دهنده را نوشته است. این موضوع به ما امکان می‎دهد که سن، زمانه و ... را به تصور آوریم. مثلاً از مقدمه‎ی کتاب حجیم «قانون ادب» که وی در سال 545 (1151-1150) نگاشتهً مشخص می‎شود که قبل از این اثر «بیان التصریف» و به گفته‎ی حاجی خلیفه قبل از آن «بیان النجوم» را نوشته است. مطمئناً حبیش که در سال 545 کتابی اساسی و حجیم در 700 صفحه با نام «قانون ادب» را نوشته، قسمت بزرگی از عمرش را صرف آن نموده است. و سپس دو کتاب اشاره شده را نوشته است. شخصی که چنین کتاب بزرگی نگاشته، قاعدتاً باید شخصی سالخورده و با تجربه باشد. گفتنی است به نظر عاقلانه نمی‎آید حبیش که در فاصله‎ی سال‎های 538 تا 545 تعداد 3 کتاب تألیف کرده، در 629 درگذشته باشد. به نظر ما حبیش تفلیسی در سده‎ی 12 زیسته و بالیده، در اوایل همان سده به دنیا آمده و در اواخر همان سده از دنیا رفته است. متأسفانه همه‎ی آثار درخشان حبیش تفلیسی و آفریده‎های هنری او به دست ما نرسیده است. بر اساس اطلاعات پژوهشگران و کاتالوگ‎ها می‎توان گفت که نسخه‎های خطی آثار حبیش در اتحاد جماهیر شوروی کم است. از نسخه‎های موجود در اتحاد شوروی می‎توان این آثار را نام برد:
«کفایت الطب» (لنینگراد- داشکند)، «ملحمه‎ی دانیال» (لنینگراد)، «تعبیر کامل» (داشکند).
در جستجوهای اخیر وجود نسخه‎های خطی آثار دیگری نیز از او مانند«کامل التعبیر» و «لغت قوافی» در انستیتوی نسخ خطی جمهوری آذربایجان مشخص شده است. حبیش تفلیسی کتاب «لغت قوافی» را به قزل ارسلان دوم تقدیم کرده بود. این اثر برای یاری رساندن به شاعرانی نوشته شده است که در شعر فارسی از کلمات و قوافی عربی استفاده می‎کردند. در این اثر کلماتی 2، 3، 4، 5، 6 و 7 حرفی عربی آمده که حروف آخر و یا ماقبل آخرشان قافیه بوده و به ترتیب الفبا مرتب شده‎اند. گفتنی است شاعر همچنان که در سخن قافیه می‎جوید، باید به حروف آخر و ماقبل آخر لغت و چند حرفی بودن آن توجه کند. حبیش تفلیسی که زبان عربی و فارسی را به نیکی می‎دانست، با مهارت از امکان‎های شعری را در هر دو زبان استفاده کرده،آنها را با زبان شناسی و ادبیات شناسی ارتباط داده و به این ترتیب در پیشرفت تفکر واژه شناسی در زبان‎های فارسی و عربی در سده‎ی 12 نقش بزرگی ایفا نموده است.
حبیش تفلیسی نه تنها در ترتیب لغت عربی- فارسی قلم زد، بلکه مهارت خود را در ترتیب لغت فارسی- فارسی نیز آزمود. او کتاب «کامل التعبیر» را نوشته که شهرتی بس عظیم برای او به ارمغان آورد. او در این اثر برای اولین بار در لغت شناسی فارسی، لغات را به ترتیب الفبا و با نظم حروف اول و دوم مرتب نموده و کتاب لغتی بزرگ درباره‎ی اخترشناسی آفرید. این اثر فعلاً یگانه اثر لغت فارسی- فارسی سده‎ی 12 است. در دیدگاه کلی حبیش تفلیسی سنت لغت شناسان آذربایجان در سده‎ی 11 را ادامه داد و در این زمان خطی زرّین بر لوح سپید زبان شناسی فارسی نگاشته و مرحله‎ای نوین در شناخت روابط متقابل زبان‎های فارسی و عربی به وجود آورد.

پرفسورهشترودی

پس از اتمام دوره دبستان در دبستان های اقدسیه و سیروس تهران، دوره دبیرستان دارالفنون را در سال ۱۳۰۴ تمام كرد. در سال ۱۳۰۷، در اولین گروه دانشجویان اعزامی به اروپا، برای تحصیل در رشته مهندسی، از طرف وزارت فوائد عامه عازم اروپا شد. در سال ۱۳۰۸، به وطن بازگشت و وارد دارالمعلمین مركزی شد. دارالمعلمین مركزی را بعدها دانشسرای عالی و سپس دانشگاه تربیت معلم نامیدند. در سال ۱۳۱۱، شاگرد اول دانشسرا و جزء دومین دوره فارغ التحصیلان و گروه پنجم اعزامی به فرانسه شد.
در سال ۱۳۱۲، دو سال زودتر از موعد مقرر موفق به كسب امتیاز اول در امتحانات آنالیز عالی در پاریس و اخذ لیسانس دوم در رشته ریاضی از دانشگاه سوربن شد. در سال ۱۳۱۵ به همراه دكتر محمد علی مجتهدی دكترای دولتی یا «راتا» را دریافت كرد.
رساله دكترای دكتر هشترودی توسط ریاضیدان نامدار «الی كارتان»، راهنمایی و تصویب شد.
در سال ۱۳۱۶، تدریس ریاضیات هندسه، حساب، آنالیز را در دانشكده ادبیات، علوم و دانشسرای عالی آغاز كرد كه آنها سال ها در یك جا جمع بود. در سال ۱۳۲۰، در دانشسرای عالی به پایه استادی رسید.
در سال ۱۳۲۱، كرسی مكانیك تحلیلی گروه آموزشی ریاضی دانشگاه تهران به وی اعطا شد. در همان سال، به مقام ریاست فرهنگ تهران اداره تعلیمات متوسطه و نیز دریافت امتیاز مجله هفتگی «نامه كانون ایران» از شورای عالی فرهنگ نایل شد. در سال ۱۳۲۲، در اعتصاب استادان و دانشجویان دانشگاه تهران برای استقلال دانشگاه از وزارت معارف فعالانه شركت كرد.
این اعتصاب سرانجام در سال بعد با كوشش دكتر محمد مصدق منجر به تصویب تبصره ای در مجلس شد. در سال ۱۳۲۳ با «رباب مدیری» ازدواج كرد و پدر دو دختر و یك پسر به نام های فرانك، رامین و فریبا شد. در سال ۱۳۲۵، یك مجمع فلسفی را هدایت كرد كه اشخاصی چون امیرحسین آریان پور و ابوالحسن فروغی و حسینعلی راشد در آن عضویت داشتند. پس از چندی این مجمع در منزل استاد تشكیل شد و به مدت پنج سال ادامه یافت.
در سال ۱۳۲۶، برای تنظیم رساله دكترا در هندسه ترسیم فضای چهاربعدی استاد راهنمای «الكساندر سمباد آبیان» شد. این رساله بعد به تائید الی كارتان نیز رسید. در سال ۱۳۲۹، در كنگره بین المللی ریاضیدانان در دانشگاه هاروارد به عنوان نماینده دانشگاه تهران شركت كرد و گزارش آن را به الی كارتان تقدیم كرد. در این زمان استاد به عضویت موسسه مطالعات پیشرفته دانشگاه پرینستون آمریكا درآمد. این عضویت به درخواست ریاست آن دانشگاه، پروفسور «اوپن هایمر»، انجام شد. استاد در ترم پائیز ۵۲۱۹۵۱ نیز به تدریس در آن دانشگاه مشغول شد. در این سال ها، با اینشتین نیز به مصاحبت و گفت وگو می پرداخت. در سال ۱۳۳۰ به ایران مراجعت كرد و به مدت یك سال ریاست دانشگاه تبریز را عهده دار بود. در سال ۱۳۳۲، در كنگره بین المللی ریاضیدانان در آمستردام به عنوان نماینده دانشگاه تهران شركت كرد. در سال ۱۳۳۵، در كنگره طوسی دانشگاه تهران به ایراد سخنرانی پرداخت. در همین سال ریاضیدان برجسته «زاریسكی»، مقیم آمریكا، اقامت چند روزه ای در منزل دكتر هشترودی داشت. در سال ۱۳۳۶، در كنگره بین المللی ریاضیدانان زبان لاتین در شهر نیس فرانسه شركت كرد و از طرف شورای استادان دانشكده به ریاست دانشكده علوم دانشگاه برای یك دوره ۳ساله انتخاب شد. استاد متعاقبا پیشنهاد كار در موسسه تحقیقاتی «كلژ دوفرانس» را رد كرد.
در این سال به تقاضای بدیع الزمان فروزانفر نایب رئیس انجمن ایرانی فلسفه و علوم انسانی دانشكده معقول و منقول، سخنرانی ای در باب «تجسم و تصویر» ایراد كرد. باز در همین سال بود كه استاد كوشش مستمری برای تصویب تبصره الحاقی به قانون استخدام مهندسان را به انجام رساند كه این قانون گام بزرگی برای اشتغال و تامین آتیه فارغ التحصیلان رشته های علوم بود. هشترودی در این سال هدایت سازمان صنفی دانشجویان را به مدت ۳ سال عهده دار شد و تاسیس كانون فارغ التحصیلان دانشكده علوم را مطرح كرد. در سال ۱۳۳۷ در كنگره بین المللی ریاضیدانان در ادینبو شركت كرد و با بزرگانی چون برتراند راسل به مصاحبت و گفت وگو پرداخت. در سال ۱۳۳۸ به پیشنهاد ریاست انجمن اتحادیه بین المللی فضا به عضویت در این انجمن درآمد. در همان سال دوره فوق لیسانس ریاضی را در ایران راه اندازی كرد.
در سال ۱۳۴۰ با همكاری منوچهر آتشی و احمد شاملو به مدت یك سال ریاست هیات تحریریه نشریه فرهنگی، علمی، هنری «كتاب هفته» كیهان را به عهده گرفت.
در سال ۱۳۴۳ در كنگره بین المللی ژئومتری و ژئودزی در صوفیه شركت كرد. در همین سال هیاهویی برای نامزدی وی برای دریافت جایزه نوبل در زمینه مكانیك سماوی به وجود آمد. در سال ۱۳۴۷، طی نامه ای خطاب به مدیر مجله یكان، پیشنهاد داد كه انجمن ریاضی و انجمن معلمان ریاضی، به مفهوم عام تشكیل شود. استاد در سال ۱۳۴۸ بنا به تقاضای خودش بعد از ۳۱ سال خدمت در كسوت استادی تمام وقت دانشكده علوم، بازنشسته شد.
در این سال همچنین به ریاست كانون فضایی ایران و ریاست هیات امنا و شورای نویسندگان مجله «فضا» منصوب شد. در سال های ۱۳۴۹ ، ۱۳۵۰ و ۱۳۵۱ در كنفرانس های اول، دوم و سوم ریاضی كشور شركت كرد. در شهریور ماه سال ۱۳۴۹ موفق به دریافت لوح استاد ممتازی دانشگاه تهران شد. در سال ۱۳۵۱ در كنگره تحقیقات ایرانی در دانشگاه تهران به ایراد سخنرانی پرداخت. در سال ۱۳۵۲ همسر خویش را برای درمان روانه آلمان كرد. دختر بزرگش نیز در فرانسه به طور نابهنگامی وفات یافت و بدین ترتیب، احوال استاد رو به نزاری گذاشت و بالاخره، در ۱۳ شهریور ماه سال ۱۳۵۵، استاد بر اثر سكته قلبی به سرای باقی شتافت و جنازه وی در ۱۷ شهریور ماه از مسجد دانشگاه تهران تا بهشت زهرا تشییع شد.

اثیرالدین ابهری

در موصل و اربیل با وجود ابن شاكر در احوال اسماعیل عما الدین ابوالفداء صاحب حماة می‌نویسد: او دوستدار اهل علم بود و آنان را به خویش نزدیك می‌كرد. اثیر الدین ابهری به خدمت او پیوست. و نزد او اقامت گزید و ابولفداء برایش نقدینگی كه كفاف مخارج او را نماید مرتب كرد[3][3]
هانری كوربن وی را از جمله اندیشمندان سنی آورده و با عناوین فیلسوف و ریاضیدان و عالم هیئت معرفی كرده است. [4][4]
كثرت آثار وتعدّد نوشته های ابهری گواهی بر تسلط او بر علوم زمان خود است او اكثر اوقات خودرا به تدریس علوم وتعلیم طلاب و تالیف كتب گذرانده است.
كتاب الهدایه وی كه در حكمت طبیعی والهی است در تمام ممالك اسلامی‌مشهور و مدتی كتاب درسی طلاب حكمت بوده و شروحی مختلفی بر آن نوشته شده كه مهمترین آنها شرح فاضل حرزبانی و حسین معین الدین میبدی و ملا صدرای شیرازی است و كتاب المنطق وی كه در خصوص علم منطق بوده و به «ایسا غوجی» معروف است توسط شمس الدین احمد فناری (834 ه.ق) شرح و در قسطنطنیه چاپ شده است كه در كشور های تركیه و عراق و پاكستان از متون درسی به شمار می‌رود.
نجم الدین كاتبی قزوینی (675-600 ه.ق) از شاگردان بنام اثیر الدین است كه شرحی آزاد بنام مبسوط جامع الدقایق فی كشف الحقایق بر كتاب كشف الحقایق ابهری نگاشته است.[5][5]
آثار دیگر ابهری عبارتند از:
1-  تنزیل الافكار فی تعدیل الاسرار در منطق طبیعیات و الهیات كه خواجه نصیر الدین طوسی بر آن نقد مفصلی به نام «تعدیل المعیار فی نقد تنزیل الافكار» نوشته است.
2-  الكشف در منطق به زبان عربی
 3 - زبدة الاسرار در فلسفه به زبان عربی
 4- غایه الادراك فی درایه الافلاك
 5 - منطق رساله مختصری به زبان فارسی
 6- آغاز و انجام رساله مختصری به زبان فارسی
 7 -كلمات عشره رساله مختصری به زبان فارسی
8 - المحصول در مقابل التحصیل بهمنیار شاگرد مشهور ابن سینا
 9 - المسائل در زمینه كلام
 10- الرساله الزاهرة فی بیان فسادالمقدمات الجدلیه
 11- المغنی درعلم جدل و آداب بحث و مناظره
12- التهذیب النكت (نكت از ابواسحاق ابراهیم بن شیرازی متوفای 476 ه.ق است)
 13- حاشیه شرح ملخص فخر رازی
 14- منتهی الافكار فی ابانة الاسرار در منطق، الهیات و طبیعات
 15- خلاصه الافكار ونقاوة الاسرار درعلم منطق
 16- دقایق الافكار در منطق
 17- عنوان الحق و برهان الصدق در منطق طبیعات، الهیات
 18- رسالة من پر كار القطوع حررها الامام اثیر الدین المفضل الابهری
19- رساله اسطرلاب
20 -مختصر فی علم الهیئة
21- الزیج الاختیاری
 22 - الزیج الشامل
 23- سه رساله در هیئت ونجوم
 24- اصلاح الهندسه
25 - الخلاف در فقه شافعی
 26- شرح ایسا غوجی
27- كشف الحكمة در فلسفه
 28- اصلاح استسعقات
 29- الاشارات در مقابل اشارات ابن سینا
 30- البیان
31- دیوان شعر[6][6]
در تذكرة عرفات آمده است كه اثیر الدین ابهری از افاضل و اكابر است و صاحب دیوانی است كه سه هزار بیت دارد از جمله این رباعی منصوب اوست.
تا كی مدد نفس بد آموز كنم
خلقی ز وجود خود غم اندوز كنم
من بعد بر آنم كه به قرصی چو فلك
روزی به شب آرام و شبی روز كنم
ابهری در منطق سه ضرب بر پنج ضرب ارسطو در شكل چهارم قیاس اقترانی افزوده [7][7] وبرای سالبه جزئیه در بعضی موارد چون عرفیه و جودیه صور عكس ثابت نموده است[8][8]. 
انگیزه مولف از نوشتن كتاب كشف الحقایق فی التحریر الدقایق در مقدمه كتاب وجود شبهه دراصول و معانی علم طبیعه و ما قبل (الهیات) و قوانین منطق در كتب موجود بیان شده و افزوده است كه به همین خاطر قصد نوشتن كتابی نموده كه درآن خلاصه كلام حكماء معتبر گذشته به همراه تبیین حق و باطل وصواب و خطاء جمع شده باشد.
از تامل در گفتار ابهری می‌توان دید انتقاد وی را نسبت به مباحث منطقی و طبیعی و الهی عصر خود دریافت نمود.
كتاب كشف الحقایق مركب از سه بخش منطق ، الهیات و طبیعات است كه بر خلاف ترتیب مرسوم آن زمان (منطق، طبیعات والهیات) بصورت (منطق، الهیات، و طبیعات) نگاشته شده است. بخش منطق یك مقدمه و پنج مقاله، بخش الهیات سه مقاله و یازده مطلع و چهل و سه لامع و 16 بحث و بخش طبیعات آن نیز چهار مقاله دارد.
سبك نگارش ابهری همان گونه كه دانشمندان قرن هفتم هجری همچون كاتبی دارند عناوین بصورت پاسخ قاطع به مسئله طرح و بعد جنبه سؤالی پیدا می‌كند و غالباً خالی از داوری و فقط گزارش آراء و نقد آنهاست. به همین خاطر مختصر، ساده و روان بود و مناسب برای متون آموزشی و درسی است. ابهری از اقوال حكمائی چون ابن سینا (5 مورد) شیخ اشراق (3) امام فخر رازی (15) افلاطون و فضلای متأخر و ملیّون (1 مورد) نقل و نقد نموده است. ازدقت در محتوی و تعداد نقل و نقد او می‌توان پی برد كه استادش امام فخر را بیشتر و شیخ اشراق را كمتر از دیگران مورد نقد قرار داده است. و شاید همین مطلب گواهی بر نزدیكی سبك فلسفی ابهری به شیخ اشراق سهروردی است گرچه ابهری خود را در فلسفه صاحب سبك می‌داند و در چارچوب تفكر فلسفی موجود در آن زمان نمی‌گنجد و در مسئله اساسی وجود مخالف نظر شیخ اشراق و حتی امام فخر و موافق ابن سیناست.
معرفی نسخه ها:
1-  نسخه خطی مجلس شورای اسلامی‌به خط نسخ مربوط به اواخر قرن هفت یا اوایل قرن هشتم هجری قمری است كه همه آن را یك نفر نوشته و نام كاتب و تاریخ كتابت ندارد. از نظر نگارش ، خوش خط، دقیق و خوانا ، با رسم الخط معمول آن زمان وبا حاشیه های نسبتا زیاد و دارای فصل بندی مشخص و ممتازی است و هر صفحه آن دارای 23 سطر می‌باشد.
2-  گاهی در كنار صفحه ها حاشیه دارد كه  در پایان آن رمز (ه) وجود دارد و غالباً صبغه انتقادی و اندكی نیز توضیحی هستند و در مجموعه 2310 مجلس، تنكابنی به شماره 25935 قفسه 3973 نگهداری می‌شود. ترتیب آن اول منطق از صفحه 1 تا 103 با یك مقدمه و پنج مقاله ، الهیات از صفحه 105 تا 168 در سه مقاله، طبیعیات از صفحه 169 تا 212 و در چهار مقاله است.
3-  نسخه خطی دارالكتب المصریه توسط محمودبن فقیه محمدبن شرفشاه در سال 678 ه.ق به خط نسخ نوشته شده و در مجموعه 1345 دارالكتب المصریه شماره 162 در 732 صفحه 21 سطری نگهداری و میكروفیلم آن در داخل مجموعه كشف الاسرار خونجی ج 4 كتابخانه مركزی دانشگاه تهران موجود است این نسخه از نظر خط چندان زیبا نیست ولی غلط املایی و انشایی كمتری دارد و حاشیه آن نیز اندك و دارای سه بخش منطق از صفحه 1 تا 360 ، الهیات از صفحه 360 تا 436 و طبیعیات از صفحه 436 تا 470 می‌باشد.
روش تصحیح:
ازروشهای معمول تصحیح یعنی مكانیكی، اجتهادی و توأم، روش سوم یعنی تلفیق و توأم استفاده شده است بر این اساس نسخه خطی مجلس شورای اسلامی‌نسخه اصلی و نسخه مصر بدل بوده و درشرایط مساوی وفقدان مرجح متن نسخه مجلس ترجیح داده شده است در غیر این صورت با توجه به قواعد و اقتضای ادبی و مفهومی‌متن اصلی از سوی مصحح انتخاب شده است.
اختصارات:
1-   نسخه خطی مجلس شورای اسلامی‌: مش
2-   نسخه خطی دارالكتب المصریه: مص
3-   كلمه در بدل نیست : - مص
4-   كلمه در بدل اضافی است : + مص
5 - حاشیه نسخه مجلس شورای اسلامی: ه مش
6- حاشیه نسخه دارالكتب المصریه : ه مص
7- مطالبی كه بر متن از مصحح افزوده شده است: }   {
نتیجه:
ابهری بر فلسفه و منطق تسلط كامل داشته و سبك شیوه نگارش او علاوه بر اینكه روان، ساده و منظم بوده به یك مكتب فكری خاص اشراقی یا  مشایی محدود نشده است .او چون استادش امام فخر رازی ذهنی نقاد و تحلیل گری داشته از این رو تصحیح انجام یافته برای دانشجویان الهیات و فلسفه در سطح كاردانی و كارشناسی متن مناسبی می‌باشد.